عنوان خبراعراض نفسانی از دیدگاه طب سنتی
(شاخه: طب سنتي)
ارسال شده توسط طبيب ايران زمين
يكشنبه 31 ارديبهشت 1391 - 13:52:32

مقدمه و هدف:
اعراض نفسانی از دیدگاه طب سنتی

تامین سلامت بدون رعایت پاکیزگی و بهداشت اعتدال در خواب و خوراک و فعالیت های بدنی و پرهیز از سرما و گرمای نا مطلوب داشتن امید در زندگی و رویارویی منطقی با دشواری ها میسر نیست اینها تقریبا در همه مکاتب پزشکی مورد توجه است در طب سنتی ما که میراثی گرانقدر از چند هزار سال تجربه عملی و مراوده علمی با مکاتب پزشکی مختلف است. از امتیازات خاص طب سنتی ما توجه ویژه به ارتباط روح و جسم، ایجاد اعتدال در مزاج و کمک به بدن و آماده و توانمند ساختن آن برای حفظ سلامت شادابی و مقابله با بیماری ها است. و برای این مقصود با توجه به اصول و مبانی طب سنتی به راه حل های ساده کم هزینه خوشایند و نشاط بخش و مورد پذیرش طبع آدمی عنایت بسیار شده است به همین لحاظ حتی در این زمان که لحظه لحظه های زمان با پیشرفت های شگرف علمی توام است هنوز طرفداران بسیاری دارد و با گذشت زمان خواستاران طب سنتی در همه جهان رو به افزایش است.



[html]

واقعیت این است که همره و همزمان با استفاده از پیشرفته ترین اطلاعات علمی روز از طب سنتی ارزشمند ما نیز در بسیاری از مسایل مربوط به سلامت حتی در درمان بعضی بیماریهای لا علاج یا با در مان نا کافی و توام با عوارض جانبی شناخته می شود به خوبی می توان استفاده کرد که البته این موضوع مستلزم استفاده آگاهانه و صحیح از طب سنتی در حفظ سلامت و تعادل مزاج و پیشگیری از بیماری ها بخصوص بیماریهای غیر واگیر ،جایگاه ویژه و ممتاز و شاید بی نظیری دارد.طب سنتی ایران مکتبی است که توجه عمده اش به حفظ سلامتی است،تا آنجا که حکما و دانشمندان طب سنتی ایران در تعریف طب نیز حفظ سلامتی را بر باز گرداندن سلامتی مقدم داشته اند روش های درمانی این مکتب در مورد تعدادی از بیماری های شایع و همچنین بعضی از معضلات پزشکی موثر بوده و معمولا عوارض و صدمات ناشی از آن در مقایسه با طب جدید کمتر می باشد و از طرف دیگر مکتب طب سنتی ایران با فرهنگ ایرانی اسلامی نیز همخوانی دارد . طب سنتی ایران نه تنها دانش طبی تمدنهای گذشته را به صورتی جدید و مدون به نسل های بعد انتقال داد بلکه دانشمندان این مکتب پایه گذار روش مشاهده و تجربه علمی بودند.طب سنتی را می توان به دو شاخه تقسیم کرد:الف-طب سنتی مکتوب این بخش شامل کتب و رسالات حکمای ایرانی است که تعداد آنها بر هزاران مجلد بالغ می گردد. این مجموعه عظیم شامل کتابهای مختلف در تشریح ،کلیات ،مفردات؛قرابادین،تشخیص و درمان است.ب- طب سنتی شفاهی شامل تجربیات و اطلاعاتی است که سینه به سینه و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته و حاوی روشهای مختلف بهداشتی  و درمانی می باشد.ایران بدلیل سابقه تاریخی طولانی ،اقوام ،نژادها و زبانهای مختلف و اقلیم های متفاوت کشوری سرشار از تجربیات و آرا و عقاید طبی شفاهی می باشد. در طب سنتی اساس حفظ الصحه توجه به سته ضروریه است.
یافته ها:

 

یکی از سته ضروریه اعراض نفسانی است .حالات روحی روانی(اعراض نفسانی) مهمترین نقش را در حفظ سلامتی ودرمان بر عهده دارند.در ذخیره خوارزمشا هی امده است..زیرا به سرعت هر چه تمام قوا و افعال را تحت تاثیر قرار میدهند در حالی که سته ضروریه برای اثر بخشی(اندر انکه اعراض نفسانی چیست واز کجا پدید اید به باید دانست قوام تن مردم نیاز به زمان دارند.)از دل است واز قوت حیوانی که اندر وی است واین قوتی است اثر پذیرنده واز کارهایی که بیرون تن مردم است از هر چه او را پیش اید وپیش امدن او را موافق ایداثر نیک پذیرد واز هر چه موافق نه یاید اثری بد پذیرد .ونشان اثرپذیرفتن او ان است که از حالی که پیش از ان بوده باشد به گردد وبه حاال دیگر شود اعراض نفسانی اثر پذیرفتن این قوت را وگرویدن حا ل اوراگویند چون شادی وغم وخشم ولذت وترس وایمنی وخجلی واندیشه وامید وانچه بدین ماند.) (به باید دانست که به سبب اعراض نفسانی مزاج اندا مهای مردم ومزاج اخلاط ومزاج روح او وفعل های قوتهای اندامهای او همه به گردد گردیدنی به اندازه موافق امدن وناامدن کارها که اورا پیش اید وهمچنین در این ارتباط ادامه میدهد اندر یاد کردن  اثر اعراض نفسانی اندر تن مردم اثر اعراض نفسانی اندر تن مردم فزون از اثرطعام وشراب است که خورده شود وفزون از اثر خواب وبیداری وحرکت وسکون ودیگر افعال واحوات مردم است از بهرانکه ازطعام وشراب وداروها که مردم را اتقاق افتد که به خورد هیچ قویتر واثر کننده تر از زهر نیست وبیشتر زهرها که اتفاق افتد که خورده شود یاکسبی به قصد به دهد تا اندر تن مردم قرار نگیرد وحرارت وقوت معده وجگر اواندر آن زهر اثر نکند مضرت آن پدید نیاید واعراض نفسانی اندرحال بی هیچ مهلت اثر کند.نبینی که اندیشه ای که برخاطربگذردوسخن هاوچیزهای خوش وناخوشایند درحال اثرکند بی هیچ مهلت.واگراعراض نفسانی اندر تن باتفاوت باشد وازهریکی اثر به اندازه دیگرودرخوردوقوت آن کارباشد واین نیز باتفاوت باشد ازبهر آنکه اگر قوتی حیوانی ان شخص که اوراکاری پیش آید قوی باشدیا مرد کار دیده وآزموده باشد.اثرآن اندر ویکمتر پدید آید واگر قوت حیوانی ضعیف باشد یا مرد کاردیده و آزموده نباشد اثر آن اندر مرد بیشترباشد.وسبب آنکه بعضی از مردمان از شادی عظیم یا از اندوهی عظیم که ناگاه افتد یا ازخشم عظیم یا ازتزس عظیم بمیرند آن است که حادثه سخت قوی باشد و ناگاه اوفتد هم قوت حیوانی ضعیف باشد وهم مرد کاردیده و آزموده نباشد.اعراض نفسانی درسلامتی بدن نقش بارزی دارد.دراین راستا در اغراض الطبیه جرجانی آمده است:(دیگر اسباب بدان زودی اثر نکند کهاعراض نفسانی.نبینی که اثر سخن یا چیزی خوش و ناخوش که مردم بشنود و اندیشه که برخاطر بگذرد چگونه بی هیچ مهلت زود به رنگ و روی پدید آیدوحرکت وآواز مردم بگردد واین حال نشان آن است که اثر اعراض نفسانی قوی تر از دیگر سببهاست)
تاثیر وتاثر هریک از نفس وبدن در دیگری وازدیگری وطاعت طبیعت بدن  مرا وهام نفسانی را مطلبی بسیار شایان توجه است که کتب طبی و فلسفی آن راعنوان واستدلال فرموده اند.به عنوان مثال جهت تاثیری که اعراض نفسانی برسلامتی دارد:غم واندوه سبب پیدایش بیماری غم باد(گواتر)می شود ودهها نظیر این مثال.و به فرموده شیرین و دلنشین عارف رومی:
تاخیال و فکر خوش بروی زند         فکر شیرین مردرا فربه کند
آدمی را فربهی هست از خیال          گرخیالاتش بودصاحب جمال
ورخیالاتش نماید ناخوشی               می گدازد همچو موم ازآتشی
از این باب سخن طبیب بلکه نگاه و نشاط و انبساط و انقباض ودگر حالات گوناگون وی در بیمار اثر بسزا دارند بلکه لباس سفید طبیب سبب شکفتگی بیمار می شود چنانکه سیاه موجب گرفتگی وی چه اینکه رنگها رااثری تکوینی در حالات انسان است واما علت ایجاد اعراض نفسانی را می توان جنبش روح با تمام عوارض نفسانی همراه و یا دنباله روی آنهاست.جنبش روح یا به سوی برون است یا بطرف درون.یا به صورت آنی رخ می دهد یا بطور تدریجی.هرگاه درون سرد شود روح به طرف خارج به حرکت می افتدو اگر سردی به حد افراط برسد روح ممکن است یکباره تحلیل رود درون و برون سرد شوند و در نتیجه حالت غش ویا مرگ روی میدهد.هرگاه سردی در سطح بدن باشد وگرمی در درون باشد باز در این بین روح به حرکت می آید و شاید از شدت ll محصور شدن در این بین خفه شودو در نتیجه بیرون و درون سرد گردند وغش شدید ویا مرگ رخ میدهد.حرکت آنی روح بسوی خارج مانند حالت خشم است و حرکت تدریجی آن به خارج همانند حالت لذت و انبساط خاطر معتدل می باشد.حرکت آنی روح بسوی داخل مشابه حالتی است که بر اثر ترس رخ می دهد و حرکت تدریجی آن بداخل مانند حالت غمگینی است. خفه شدن و گداختن روح-که ذکرشد-همواره در پی حرکت آنی و بدون حالات تدریجی رخ می دهد لیکن کاهش و پژمردگی غریزی بر اثر حرکت تدریجی بوجود می آیند. منظورم از کاهش این است که خفگی در جزجز روح و به طورتدریجی روی میدهد و به صورت آنی و یکبارگی نیست.گاهی اتفاق می افتد که روح دریک آن به سوی درون برون به حرکت در می آید و آن موقعی است که دو عامل درکارباشد.مثلا یکی از آنها(هم) است که ازخشم وغم منشا میگیرد ودر چنین حالتی حرکت دو وجه مخالف پیدا می کند دیگر حالت شرمساری است که در آن روح ابتدا به سوی درون درهم می کشد و بعد که عقل و تدبیر به انسان شرمگین برمیگردند این درهم کشیدگی باز میشود وبه سوی بیرون به غلیان می افتدو رنگ سرخ می شود.علاوه بر این حالتهای نفسانی دیگری نیز وجود دارند وبربدن تاثیر می گذارند مانند خیالات و تصورات نفسانی که در امور طبیعی دخالت دارند نظیر حالتی که مثلا کسی در موقع جماع فرزندی را در خیال خود تصور می کند و شکلش را در نظر مجسم می سازدو فرزندی که بعدا بدنیا میاید با تصو آن روز مرد انطباق دارد و رنگ فرزند مشابه همان در می آید که مرد در هنگام انزال منی تصور کرده بود.شاید کسانی باشند که این نظریه را نپسندند وروی برگردانند.چنین کسانی بدون شک اسرار عالم هستی را درک نکرده اند اما کسانی که به چنین اسراری پی برده اند هرگز وقوع چنان حالاتی را محال نمی دانند.همچنین از اثر تصورات نفسانی است که کسی که بدنش برای جوش آمدن خون آمادگی دارد.اگر به رنگ سرخ زیاد چشم بدوزد و دران فکر کند خونش به حرکت می افتد مثال دیگر در این باب این است که وقتی یکی ترشی میخورد اگر کسی به او نگاه کند دندانش کند میشود .یا وقتی در یکی از اندامهایش دردی دارد شخص دیگری که اورا می بیند ودران اندام هایش دردی دارد شخص دیگری که او را می بیند ودران اندام دقت می کند همان اندام در او درد می آید یاهر گاه کسی به چیزی هراس انگیز و یا کاری خوشایند فکر می کند مزاجش بر اثر تفکر تغییر می کند )5 (در طب سنتی ایران انواع اعراض نفسانی شش دسته می دانستند ،غضب ،فرح ،فزع،غم،هم،خجل.همه این اعراض مستلزم حرکت روح هستند زیرا نفس از هرچه در آن ملایمت یا منافرت باشد متاثر می شود جرچانی در کتاب اغراض طبیه نیز در ارتباط با اقسام اعراض نفسانی اظهار می دارد:(اعراض نفسانی شادی است و غم وخشم و لذت و ایمنی و ترس و خجلی واندیشه کارهای مهم و عمل های باریک و امید و ناامیدی و هریک را اندر تن مردم اثری ظاهر است فزمن از اثر طعام و شراب و غیر آن ،از بهر آنکه طعام و شراب و دیگر اسباب بدان زودی اثر نکند که اعراض نفسانی) (همچنین در این ارتباط در خفی علایی آمده است :اعراض نفسانی، شادی غم و خشم و لذت وایمنی و ترس و خجلت واندیشه کارهای در هم و عمل های باریک و امیدی و نا امیدی و هر یک را اندر تن مردم اثری است ظاهر ،فزون از اثر طعام و شراب و فزون از اثر خواب و بیداری و حرکت و سکون وغیر آن از بهر آنکه طعام و شراب و داروها که مردم خورد(خورند)هیچ قوی تر و اثر کننده تر از زهر نیست.و بیشتر زهرها تا اندر تن مردم قرار نگیرد و حرارت او در اندرون اثر نکند مضرت و فعل او بدید نیاید و اعراض نفسانی در حال بی هیچ مهلتی اثر کند پس معلوم می شود که اعراض نفسانی را اثر افزون تر از اثر دیگر سببهاست.)4 (اعراض نفسانی را اندر تن مردم از دو گونه اثر باشد یکی آنکه بعضی آن است که اندام ها را و اخلاط را و ارواح را گرم کند و اندر حرکت آورد دوم آنکه بعضی دیگر که اندام ها و اخلاط را و ارواح را سرد کند و از حرکت فرو نشاند اما آنچه گرم کند و اندر حرکت آرد خشم است و شادی و لذت است و امید و اندیشه کارهای مهم و آنچه سرد کند اندوه و ترس است وآنچه بدان ماند و گرم کردن خشم قوی تر از گرم کردن شادی و دیگر اعراض باشد و سرد کردن ترس قوی تر از سرد کردن اندوه باشد و خشم که اعتدال اندر بیشتر مزاج ها سود دارد خلاصه کسی را که مزاج سرد باشد و ریاضت کم تر کند و اندوه و ترس اندر حال تندرستی همگان را زین دارد لکن به طریق علاج اندر بعضی مزاج ها که به غایت گرمی باشد و اخلاط بهدان سبب رقیق شده باشد و اندر حرکت آمده سود دارد و به اعتدال باز آرد  و خشم های عظیم بدان ساکن گردد و رعونت و سبکساری که از شادی افراط پدید آید. هم بدان ساکن شود و منفعت خشم معتدل آن است که خون را اندرتن بگستراند و قوت روح را و حرارت را به ظاهر تن رساند اما آنچه گرم کند و اندر حرکت آرد و خشم به افراط است که صفرا را بسوزاند و اندر تن بگستراند و رنگ روی زرد کند به بدین سبب مردم محرور و صفرایی را زیان دارد و مردم مرطوب و سرد  مزاج را و کسی را که حرارت غریزی ضعیف شده باشد و تن او پژمرده شده و رنگ از روی برفته و قوت ها ساقط شده خشم با افراط سود دارد و لذت و شادی که به اعتدال باشد حرارت غریزی را بر افروزد و اندر همه تن بگسترد و مزاج را گرم و ترکند وتن را فربه و قوت ها قویتر کند و بدین سبب طعام بهتر گردد و تن از طعام بهره بیشتر یابد و رنگ روی تازه و بر وفق شود و فضله ها گردد و بیماری ها از تن دفع شود و بر مردم شاد کام اثر پیری پدید نیاید و اندوه و ترس و حرارت غریزی را به قعر تن باز گریزاند و مزاج را سرد و خشک کند و مردم را به حال پیری رساند و بدین سبب رنگ روی را زرد کند و رونق و تازگی ببرد و همه قوت ها را ضعیف کند و به سبب ضعیفی قوتها بیماری مستولی گردد و خجالت حرارت و خون را بگستراند و به ظاهر تن رساند و لختی رطوبتها را فرو بگذارد و تحلیل کند و بدین سبب است که نخست روی سرخ شود و خونی روان گردد و از بهر آنکه حرارت لختی تحلیل پذیرفته باشد و رطوبت لختی گداخته به آخر روی زرد شود و به اندازه تحلیل حرارت مزاج را سرد کند و به سبب گداختن رطوبت اندکی ضعف آرد و منفعت رسیدن به امید و ایمن شدن از کاری همچون منفعت شادی معتدل است و مضرت یاس همچون مضرت اندوه است و بسیار باشد که بیماری اندر علتی عسر مانده باشد نا گاه به امیدی بزرگ رسد بدان سبب آن بیماری به روی سبک تر گردد و خلاص یابد و باشد که از کاری ترسان باشد و آنکار ناگاه بدو رسد بیماری عسرتر گردد و خالی کردن از اندیشه کارهای مهم کندی خاطر آورد و حرارت و قوت ها را ضعیف کند و رنگ روی بگرداند و درد ها و بیماری هاغافل کند و بسیار باشد که بیماری زایل کند و بدین سبب است سفرها کرده اند و شرح ها و چیزهایی عجیب دیدن اندر بیماری های کهن و عسر سود مند باشد و عشق از جمله اعراض نفسانی است بر هرکه مستولی گردد و مضرت آن بزرگ باشد و اندر دفع آن هیچ سودمندی او را بهتر از خشم نیست واز اندیشه کارهای بزرگ و مهم که اندر آن لختی خشم و ترس باشد و هیچ چیزی زیان کار تر از بیکاری و بی اندوهی و ایمنی نیست سفر و شهر ها و کارهای غریب و چیزهای عجیب دیدن و مشغول بودن به کارهای مهم عشق را باطل کند)1 (مزاج انسان به شدت تحت تاثیر حالات روانی قرار دارد و این حالات با سرعت بسیار زیاد مزاج انسان را تحت تاثیر قرار می دهد به عنوان مثال غضب حرارت را به طور ناگهانی به بیرون می راند در حالی که لذت حرارت راکم کم به بیرون  می راند ترس حرارت را به طور ناگهانی به داخل می راندترس حرارت را به طور ناگهانی به داخل می راند( چهره سفید می شود  ) ولی اندوه حرارت را کم کم رانده و  دراز مدت موجب بیمار ی های سودایی می شود در جدول بعدی شش حالت روانی مهم و کیفیت هر یک بیان گردیده است.(هم :کیفیتی است که به سبب آن روح و حرارت غریزی هم به داخل و هم به سوی خارج از بدن حرکت می کند این کیفیت مرکب از دو حالت ترس و امید است و هر کدام که بیشتر بر فکر شخص غلبه داشته باشد نفس تر به آن تمایل پیدا می کند پس اگر امید و قوع خیلی غالب باشد روح و حرارت غریزی به سمت خارج حرکت می کند و وقوع شر غالب باشد به سوی داخل متمایل می شود به همی دلایل هم می توانند به غضب یا حزن نیز منجر گردد. غم:هرگاه چیزی ضروری از دست برود یا دست یابی به آن ممکن نشود و یا کاری مکروه واقع شود که جبران آن ممکن نباشد در نفس حالتی به وجود می آید که آن را غم نامند فرق هم و غم :غم درباره چبیزی در گذشته است که دیگر دست یافتنی نیست یا چیزی در آینده که قابل حصول نخواهد بود اما هم درباره چیزی است که اگر چه به سختی ولی دست یافتنی است. خجل:کیفیتی نفسانی است که به طبع آن روح و حرارت غریزی به تدریج به درون بدن و سپس به سوی خارج حرکت می کند نکته:همچنان که افراد در حرکات نفسانی زیان آور است زیاده روی در سکون نفسانی و بیتفاوتی نیز مضر است زیرا موجب برودت بدنی و بلادت ذهنی می شود نکته:حکما معتقد بودند که بدن می تواند علاوه بر حالات نفسانی ذکر شده از برخی تصورات نفسانی نیز متاثر بشود و از این را هم تبدیل مزاج ممکن است همانطور که تصویر مسایل بسیار شادی بخش  یا ترسناک می تواند باعث ایجاد آثاری در بدن شود تصور صحت یا مرض و مداومت بر آن می تواند منجر به سلامت یا بیماری واقعی گردد.معالجه:کسی که سایر مواد سته ضروریه را رعایت می کند ولی زود عصبانی می شود یا بر عکس خیلی بی خیال است نمی تواند سلامت خوبی داشته باشد تسلط بر حالات نفسانی و این که در مواجه با اتفاقات عکسالعمل معقول داشته باشیم خیلی مهم است همچنین زشک باید منافع و مضرات حالات روحی و روانی مختلف اعم از غم و شادی ترس وو خشم و... را بشناسد تا بتواند با بیماری ها مبارزه نماید و سلامت را به فرد باز گرداند جرجانی در این مورد می گوید بباید دانست که بر طبیب واجب است که منفعت و مضرت اعراض نفسانی به حقیقت بشناسد از بهر آنکه شناختن آن و تدبیر حاصل کردن و دفع کردن هریک اصلی بزرگ است اندر نگاه داشتن تندرستی و باز داشتن بیماری بقراط نیز می گوید :بعضی بیماران اگر چه شرایط آنها خطرناک است به راحتی سلامتی خود را با تکیه بر مهربانی پزشک بدست می آورند پس با شناخت مزاج و کیفیت حالات روانی و مختلف می وان تاثیر این حالات را بر روی افراد پیش بینی و ارزیابی کرد  و زمینه بهبود و کنترل و عواطف و حالاتد روانی را فراهم نمود مثلا در شخصی  که مزاج او سرد و خشک است غم و اندوه و ماتم اثرات سو دارد و حتی می تواند او را تا سر حد بیماری ببرد و اگر سو مزاج سوداوی داشته باشد علائم اورا تشدید می کند و بر عکس برای این شخص رفتار هایی که با کمی هیجان و نگرانی همراه باشد مناسب است و لازم است این فرد گه گاهی خود را در معرض این حالات مناسب قراردهد یا مثلا شخصی که مزاج گرم و خشک دارد یا مبتلا به سوءمزاج ضواوی است باید سعی کند کمتر در شرایطی قرار گیرد که موجب هیجان ویا خشم او شود و حتی المقدورعواطفخودراکنترل نماید.
بر حافظ صحت لازم است که از اعراض نفسانی که هم و غضب وخوف وخجالت وفرح مفرط باشد احتراز کند و همیشه نفس خود را به فرح و سرور مشغول بدارد وانیساط وبهجت وسرور را شیوه خود سازد و به اندکعارضه ای خودرا ملول ومکدر نگرداند واگر روزی یکی از اعراض نفسانی روی نماید به خوردن مفرحات مقوی دل وبه شنیدن حکایات فرح بخش ونشاط افزا خودرا مشغول کند چه جمیع امزجه رااین اعراض مضر است خصوصا کسانیکه همیشه عمر خودرا به انواع خوشی ها و لذات روحانی و جسمانی گذرانیده باشدو گردو غباربه دامن خیال ایشان ننشسته باشد.)3
(بباید دانست که بر طبیب واجب است که منفعت و مضرت هعراض نفسانی بداند به حقیقت وبشناسد،ازبهر آنکه شناختن آن وتدبیر حاصل کردن ودفع کردن  هریک اصلی بزرگ است اندر نگاه داشتن تندرستی وبازداشتن بیماری ازبهر انکه بسیار باشد که در تدبیر حاصل کردن بعضی اعراض نفسانی باید کرد ومنفعت آن به یاد جست،چون شادی معتدل تا قوتها بدان سبب قوی تر شود وبیماری ها را دفع کند و بدین سبب که این طبی با مردم بیمار همه سخن به رفق فرماید گفت وهمه کارها بر مراد او فرماید و دل خوشی او فرماید جست و کودکان را اندر بیماریها امیدها وچیزهای خوب فرماید داد و از هیبت معلم ازدبیرستان ایمن فرماید کرد تا شاد شوند وقوتهای ایشان بیماریها را دفع تواند کرد و بسیار باشد که دفع مضرت بعضی اعراض نفسانی باید کرد،تا به سبب دفع قوتها که ضعیف سده باشد قوی تر شود و مزاجکه بدان سبب تباه شده باشد به صلاح بازآید و بیماریها زایل گردد)1
(اندر تدبیر حاصل کردن منفعت آنچه نافع استو دفع مضرت آنچه مضر است از اعراض نفسانی و طبیبان این را طب روحانی گویند. بباید دانست که خردمندان و بزرگان جهان از بهر حاصل کردن منفعت انچه نافع است و دفع کردن مضرت آنچه زیان کار است از اعراض نفسانی ،تدبیرها وتکلیف ها کرده اند تا طریق حاصل کردن هنچه نافع است و دفع کردن انچه زیان کار است  بدست آورده اند و بشناخته. اما انچه نافع است  شادی و لذت است ،از بهر انکه هردو مناسب وجود است ،و طبع روح دارد و مزاج تن را گرم کند و تر کند و انچه زیان کار است ، اندوه وترس است و طریق حاصل کردن منفعت ان و دفع مضرت این دو،یکی انست که بنگرند تا هر یکی از اعراض نفسانی اندر تن مردم چه اثر کند انرا به ضد ان علاج کنند،چنانکه خشم که حرارت را برافروزاند، انره نخست به شنوانیدن عذر ها و سخن های خوب و حکایت های خنده ناک و بازی های عجب و حضر کردن دوستان و کسانیکه با ایشان انس باشد علاج کند وبا این تدبیر ها شربت های خنک دهد و در حال خشم پرده بوسلیک گیرند،از بهر تسکین  یا پرده نسا بور تا خشم ساکن کند و ترس و اندوه که حرارت رت فرو نشاند و مزاج را سرد و خشک کند دفع مضرت ان به امید های قوی و سماع و آواز های بلند و مجلس های دلگشا و پرده حسینی (یازدهیم پرده از دوازده پرده موسیقی قرانی )و به شراب و مفرح ها گرم کند و خویشتن را به خواندن و شنیدن فسانه ها و داستان ها مشغول کند . و از بهر کودکان و زنان و کسانی که ضعیف رای تر باشند .شعبده و بازی های عجب و سماع های سرگرم کننده حاصل کنند تا از ان لذتی و طربی یابند و ایشان را بدان مشغول دارند. و هرکسی را نگاه باید کرد تا اندر چشم او چه چیز خوبتر آید و به طبع چه چیز خوشتر و پسندیده تر آید، از بهر نگاه داشتن تندرستی و حاصل کردن خوشدلی جهد باید کرد تا ان چیز ها بدست آرد و خویشتن بدان مشغول میدارد و از آن برخورداری میجوید تا بهره لذت و شادی آن بدو میرسد و منفعت شادی بدو میرسد ولذت یافته میشود ، چنانکه فقها اندر مناظره فقه و لذت سخن راندن و بر خلاف رای خویش چیره شدن حاصل می کنند . و سوفیان خویشتن را اندر سما چنان مشغول کنند که برایشان حالی پدید آید و عبارت از آن حال این است که گویند فلان خوش گشت و این همه از بهر آنست که مردم را از لذتی و دلخوشی چاره نیست .
و طریق دوم آنست که مردم قدر خویش بزرگ دارند و همت بلند دارد و به تکلف اندر هرچه پیش آید از شادی و لذت و از اندوه و ترس خویشتنداری کند و اندرآن حادثه به چشم حقارت نگرد و قدر آن حادثه کمتر از آن نهد که شاید که بهدان سبب تغییر درونی پدید نیایید واگر نیز تغییری پدید پاید ظاهر نکند  و از دوست و دشمن تا بدین طریق با نیک و بد روزگار خوی کند تا حوادث نفسانی اندر وی اثر ظاهر نکند اندر شناخ تن انکه همچنان که اعراض نفسانی اندر تن مردم اثر کند مزاج تن اندر نفس اثر کند.
به نزدیک طبیبان چنان است که همچنان که اعراض نفسانی مزاج ها و حال های تن را بگرداند ، مزاج تن حال های نفس را بگرداند،لیکن از بهر انکه نفس بر تن مسلط است تغییر حال های تن به سبب تغییر حال های نفس قوی تر باشد .و تغییر حالهای نفس به سبب تغییر حالهای تن ضعیف تر باشد و از بهر اینست که گرم و تر گشتن مزاج تن به سبب شادی نفس فزون از شاد گشتن نفس باشد به سبب گرمی و تری مزاج تن و همچنین  سرد و خشک گشتن مزاج تن به سبب اندوه مندی نفس،فزون از انده مندی نفس باشد به سبب سردی و خشکی مزاج تن .)1
لازم به ذکر است در علاج اعراض نفسانی طریقی دیگر است و انرا علاج روحانی گویند و انچنان باشد که مردم،همت بلند دارند و از شادی و غم و لذت و ترس و غیر ان هرچه پیش آید،در ان به چشم حقارت نگرند و قدر ان حادثه کمتر از ان نهند که باشد و اگر تغییری پدید آید ظاهر نکند و از دوست و دشمن پوشیده دارد ، تا بدین طریق نیک و بد روزگار کشیدن عادت ک


این خبر از طرف طب سنتی,طب مکمل,گیاهان دارویی,مشاوره طب سنتی,طبیب خراسان
( http://tabib-khorasan.ir/news.php?extend.2441 )