طب سنتي؛ فرصت ها و تهديدها
 حلول ماه حزیران و حجامت / توجه ویژه رهبر به احیاء طب سنتیطب سنتی,طب اسلامی,طب ایرانی,طب مکمل,طب سوزنی,گیاهان دارویی,طبیب خراسان,طب,مشاوره طب سنتیابلاغ حکم نماینده موسسه حجامت ایران در استان خراسان شمالیطب سنتی,طب اسلامی,طب ایرانی,طب مکمل,طب سوزنی,گیاهان دارویی,طبیب خراسان,طب,مشاوره طب سنتیپیام تبریک به مناسبت روز پدرطب سنتی,طب اسلامی,طب ایرانی,طب مکمل,طب سوزنی,گیاهان دارویی,طبیب خراسان,طب,مشاوره طب سنتیاولین گردهمایی فعالان طب سنتی اسلامی در خراسان شمالیطب سنتی,طب اسلامی,طب ایرانی,طب مکمل,طب سوزنی,گیاهان دارویی,طبیب خراسان,طب,مشاوره طب سنتیکتاب معرفی طب سنتی اسلامی ایرانطب سنتی,طب اسلامی,طب ایرانی,طب مکمل,طب سوزنی,گیاهان دارویی,طبیب خراسان,طب,مشاوره طب سنتی
 
 
طب سنتی,طب مکمل,گیاهان دارویی,مشاوره طب سنتی,طبیب خراسان
 
به طبيب خراسان
اولين سامانه جامع اطلاع رساني مكاتب طبی كل نگر ايران خوش آمديد .


 
طب سنتی,طب مکمل,گیاهان دارویی,مشاوره طب سنتی,طبیب خراسان
- کاربر گرامی ؛ برای پیدا کردن مطلب مورد نظر خود از لینک جست و جو بالای سایت استفاده نمائید .
- در صورت مواجه شدن با مشكل فقط از لينك ارتباط با ما استفاده كرده و به مديريت سايت اطلاع دهيد .
- منتظر پيشنهادات و انتقادات سازنده شما هستيم .
آخرين بروزرساني:
تعداد مطالب سايت: 4663 | تعداد فايل هاي موجود براي دانلود: 21 | تعداد اعضاء: 606 | جديدترين عضو: meaebi | تعداد نظرات: 158 تعداد افراد آنلاين: 16
لينك به طبيب خراسان

طب مکمل و جایگزین

حفظ تندرستی در فصل بهار

مشاوره طب سنتی

اخبار طب سنتی ایران » مزاج شناسی »








طب سنتی,طب مکمل,گیاهان دارویی,مشاوره طب سنتی,طبیب خراسان
 

به پایگاه اطلاع رسانی طبيب خراسان | اولين سامانه جامع اطلاع رساني مكاتب طبی كل نگر ايران خوش آمدید.

دسته بندي موضوعات




جدیدترین مشاوره های طب سنتیبه محض خوردن غذاهایی که طبع سرد دارند هنوز غذا هضم نشده شقیقه هایم درد میگیرد

جدیدترین مشاوره های طب سنتیآیا نشانه عفونت هست؟

جدیدترین مشاوره های طب سنتیجرا پروستات بزرگ میشود و طب سنتی چه توصیه برای درمان این بیماری دارد

جدیدترین مشاوره های طب سنتیبرای درمان التهاب روده از چه داروی گیاهی می توان استفاده کرد

جدیدترین مشاوره های طب سنتیدختر 19 ساله مجرد هستم که پایین تنم دچار سلولیت شده

جدیدترین مشاوره های طب سنتیبرای اینکه دارای رحم و دستگاه تناسلی سالمی باشم و کیست و عفونت نداشته باشم چه دارویی را پیشنهاد میکنید .

جدیدترین مشاوره های طب سنتیجهت رفع مشكل كولیت روده چه درمان گیاهی مناسب میباشد؟

جدیدترین مشاوره های طب سنتیبدنم کهیر میزنه

جدیدترین مشاوره های طب سنتیمصرف خاكشیر برای رفع حالت تهوع عصبی

جدیدترین مشاوره های طب سنتیآیا تغذیه خاص یا کاری هست که باعث بشه موهای زاید کم بشه یا کمتر رشد کنه؟

جدیدترین مشاوره های طب سنتیدختر دو ساله دارم که دوست دارم موهایش را بگذارم بلند شود

جدیدترین مشاوره های طب سنتیمن به راحتی لاغر و به سختی چاق می شوم

جدیدترین مشاوره های طب سنتیآیا مصرف گیاه پنج انگشت موجب تیره شدن پوست میشود؟

جدیدترین مشاوره های طب سنتیآیا با قرار دادن لباس در معرض نور خورشید ضرعفونی میشود؟

جدیدترین مشاوره های طب سنتیجنینم رو در حدود 40روزگی سقط کردم

جدیدترین مشاوره های طب سنتیاز عینك طبی با شماره 3.5- و 3.5- استفاده می كنم

جدیدترین مشاوره های طب سنتیحدود 2 سال است که دچار ابریزش بینی هستم

جدیدترین مشاوره های طب سنتیحدود دو هفته هست که ریزش موی شدیدی دارم


طب سنتي؛ فرصت ها و تهديدها

طب سنتی؛ فرصت ها و تهدید ها


دکتر مهدی یوسفی
دستیار تخصصی طب سنتی ایرانی
=====================

موضوع طب سنتي ايراني، امروزه در جامعه ما به يک بحث رايج و يک مطالبه جدي از سوي مسئولان عالي رتبه تبديل شده است که همين قضيه ، آسيب شناسي، نگاه مبتني بر متدولوژي علمي و اتخاذ راهکارهاي منطبق با راهبردهاي چشم انداز 1404 را بيش از پيش ضروري ساخته است.  بررسي اصل و حواشي طب سنتي را شايد بتوان در دو سر فصل کلي "فرصت ها و تهديد ها" خلاصه نمود.

1- فرصت ها

پرداختن به مقوله طب سنتي ايراني به عنوان يک مکتب پزشکي به دلايل زير مي تواند نقش ارزشمندي ايفا کند.

1-الف) هويت ملي:

در برهه اي از زمان که حرکتي خزنده در جهت ربودن نام ، نشان، سمبل ها و افتخارات علمي و فرهنگي دانشمندان و فرهيختگان تاريخ و تمدن چند هزار ساله ايران زمين از سوي برخي از کشورهاي همسايه و يا غربي در جريان است،  و بسياري از کشورها با وام گرفتن نام دانشمندان شهير اين مرز و بوم در جستجوي مونتاژ يک تمدن صناعي براي خود هستند و يا با هژموني رسانه اي خود سعي بر مخدوش ساختن چهره ايراني و تخريب و زوال فرهنگ غني آن دارند،‌ حفظ، حراست و احياي ميراث گرانسنگ  تمدن ايراني و اسلامي، رسالتي است که نه تنها بر عهده دولتمردان که وظيفه اي بر دوش آحاد جامعه است. بدون شک احياي طب سنتي ايراني به عنوان يک مکتب و نه متد مي تواند ارزشهاي تاريخي و تمدني ما را به دنياي پزشکي معرفي نموده و از هويت ملي ما در عرصه پزشکي دفاعي جانانه نمايد. بدون شک در گستره دهها روش و مکتب پزشکي که به عنوان طب مکمل و يا جايگزين نامگذاري شده اند، طب سنتي ايراني با دهها هزار عنوان کتاب، بنيانهاي قوي، استدلالهاي روشن و پشتوانه تجربي چند هزار ساله، جزء برجسته ترين ها به حساب مي آيد. مع الاسف بنا به دلايلي چند، امروزه درمتون پزشكي رايج و يا در مقالات منتشره در پايگاههاي اطلاعاتي پزشكي، نام طب ايراني بسيار كمتر از شان و جايگاه واقعي آن به چشم مي خورد.


1-ب)خود باوري ملي:

تلقين روحيه ضعف و ناتواني يکي از شگردهاي استکبار جهاني براي استيلا بر کشورهاي صاحب پيشينه و تمدن کهن محسوب مي شود. مشغول ساختن افکار عمومي به تلون و زيبايي ظاهري فرهنگ غرب و وابسته نمودن آنها به
فرآورده هاي مبتني بر لذت و بتدريج کاستن از روحيه تفکر و تفلسف، ‌زمينه خود باختگي ملي را فراهم نموده که اين به نوبه خود از گام هاي موثر استيلا و چيرگي بر کشورهاست. احياي طب سنتي ايراني و استفاده از نقاط قوت آن و زمينه سازي براي پياده نمودن روش هاي بهداشتي و درماني آن، روحيه خود باوري ملي و شعار "ما ميتوانيم" را عملا به منصه ظهور خواهد رساند.

1-ج) استقلال ملي:

غذا و دارو همواره در طول تاريخ، جزء مولفه هاي استراتژيک بوده اند که در مواقع بحراني نقش حياتي براي يک کشور ايفا مي کنند. امروزه نيز دارو نه تنها يک محصول راهبردي که صنعتي پر سود به شمار مي آيد، صنعتي که علاوه بر کارکردهاي اقتصادي و يغماي ثروت کشورهاي جهان سوم، به ابزاري جهت فشارهاي سياسي و چانه زني استکباري تبديل شده است. نمونه اي از اين کارکرد را در سياستهاي زورگويانه و تحريم ها ي قدرت مآبانه اخيرکشورهاي غربي در قبال کشور عزيزمان شاهديم. مکتب طب سنتي ايراني با تکيه بر فرهنگ و آداب بومي و استفاده از گياهان دارويي اقليمي، نقش بسزايي در پيشگيري از ظهور و بروز بيماريها و در صورت نياز، درمان آنها ايفا خواهد کرد. تکيه بر سبک زندگي صحيح که در طب سنتي با عنوان سته ضروريه از آن ياد شده است، استفاده از رژيم غذايي و اصلاح سته ضروريه به عنوان اولين گام درمان، تاکيد بر تجويز تک دارو (داروهاي مفرده) و در نهايت بهره گيري از داروها ي هر منطقه براي درمان بيماريهاي ساکنين آن منطقه،‌ همگي جلوه هايي از سياستها و راهکارهاي طب سنتي ايراني است که ضمن بهره مندي از گياهان دارويي بومي،  بتدريج زمينه توسعه صنايع بالا و پايين دستي بخش سلامت و درمان را فعال و از ميزان وابستگي دارويي کشور به مقدار قابل توجهي خواهد کاست. مشکلات امروزي ما در عرصه سلامت، محدود و منحصر به دارو نيست. اولويت درمان بر پيشگيري، اهميت تعمير و تعويض اندام ها بر جلوگيري از ابتلاي آنها، صرف حجم عظيمي از منابع بهداشت و درمان در تحقيقاتي که فايده و خروجي آنها مبتني بر تامين نياز کشورهاي غربي است، مشغول ساختن بخش عمده بدنه تشکيلات بهداشت و درمان بر روزمرگي و القاء‌ اين ذهنيت که طب رايج يگانه مکتب طبي شفابخش آلام بشري است و رفرانس و شاخص راستي آزمايي ساير مکاتب طبي است، از ديگر مشکلاتي است که شايد بخش قابل توجهي از آن با پرداختن به ساير مکاتب طبي و اجازه عرض اندام و اثبات کارايي ديگر روش هاي درماني، رخت بربندد و احيا و بالندگي طب سنتي ايران مي تواند فتح باب خوب و مناسبي بر اين مقوله باشد. اهميت اين موضوع زماني هويدا مي شود که بدانيم طب سنتي براي متغيرهاي موثر بر سلامت، از مسکن و هوا و خوردني ها و آشاميدني ها گرفته تا استحمام و پوشاک و... دستور العمل هاي خاص خود را دارد که متاسفانه امروزه بسياري از آنها با توجه به الگو پذيري از فرهنگ غير ايراني اسلامي، دستخوش تغييرات ماهوي شده اند و همين موضوع سبب ورود روز افزون انبوه افراد جامعه به خيل عظيم بيماران گرديده؛ به گونه اي که عليرغم تلاش شايسته تقدير متوليان بهداشت و درمان در کمتر خانواده اي مي توان فرد بيمار نيافت. نگارنده مدعي اين نکته نيست که با پياده سازي اصول استاندارد طب سنتي به يکباره همه بيماريها رخت بربسته و يا در مدتي کوتاه حجم عظيمي از مشکلات بهداشتي و درماني حل خواهد شد، بلکه بر اين باور است که با پياده سازي الگوهاي اساسي زندگي در طب سنتي مي توان حداقل، از رشد سرسام آور جمعيت بيمار کشور جلوگيري نمود.

 

1-د) هويت اسلامي

مکتب طب سنتي ايراني، حتي قبل از ظهور اسلام نيز ماهيتي توحيدي داشته است. صحبت از ماده المواد(بحث هيولاي اولي)، افاضه صورت و کيفيت از مبدا وجود (بحث ظهور عناصر اربعه)، جريان و سريان يک روح و شعور واحد در عالم طبيعت( بحث طبيعت مدبره)، ‌تاثير و تاثر جزء جزء عالم بر همديگر (بحث عوامل مغيره مزاج)، فنا ناپذيري مواد و قوا (بحث تبديل عناصر و انرژيها به يکديگر)، آغاز کتب و رساله ها با حمد و ثناي الهي و پايان بردن آنها با شکر و سپاس از استعانت پروردگار، همگي جلوه هايي است توحيدي از طب سنتي. اين حکايت در آثار دانشمندان پس از اسلام چهره اي تابان تر به خود گرفته، به گونه اي که درآثار حکيم سيد اسماعيل جرجاني و حکيم سيد محمد حسين عقيلي علوي خراساني، استفاده از آيات و روايات در متون پزشکي جايگاه ويژه اي پيدا مي کند . طيف وسيعي از رهنمودهاي طبي اسلام در قالب مکتب طب سنتي ايران توجيه طبي و کاربرد عملياتي بارزتري پيدا مي كنند. در حقيقت، طب نيز همچون ساير رشته هاي علوم انساني زاييده ايدئولوژي و جهان بيني پديد آورندگان آن است. همانگونه که در طرح هاي معماري اسلامي، گنبد و گلدسته نماد بلندکردن دست و صورت به سوي خداوند، دواير متحد المرکز نشانه چرخش عالم امکان حول يک نقطه کانوني،‌ ختم شدن خطوط اشكال گنبدي به يک زاويه متحد مرکزي راسي نماد ختم همه مسيرها بر ذات يگانه الهي است، در ساير رشته ها و مکاتب نيز جلوه و نماد نشات گرفته از ايدئولوژي آن مکتب به چشم مي خورد. امروز متاسفانه در جامعه پيرامون خود مصاديق فراواني از نمادهاي فرهنگي، سياسي ، اقتصادي،‌ معماري، شهر سازي و ... غرب را که زايده استيلاي آنها مي باشد مي بينيم.

واقعيت اين است که بخش عظيمي از آموزه ها بهداشتي و درماني اسلام، بدليل اينکه در لابلاي متون طب رايج به
آن ها اشاره اي نشده است، از حوزه توصيه هاي طبي حتي طبيبان متدين خارج شده است. بسياري از اين دستورات و رهنمودها به عنوان بخشي از پازل درماني طب سنتي قابل توجيه و تجويزند . اگر چه بسياري از آموزه هاي اسلامي نيز فراتر از حوزه طب سنتي بوده و شايد بتوان آنها را در مدل طب اسلامي مطرح نمود.

 

1-ه) توليد علم

استفاده از ابزارهاي نوين تشخيصي ، درماني و داروسازي ، با رويکرد و نگاه طب سنتي به فيزيولوژي و فيزيوپاتولوژي مي تواند به کشف و رديابي بسيار از پاتوژنها و آنتي ژنها منتهي گردد که نهايتا به نوآوري و توليد فرضيه و تئوريهاي جديد خواهد انجاميد . استفاده از تکنولوژي و ابزار نوين براي مقاصد طب سنتي نه تنها مذموم و التقاطي نيست بلکه براي طب سنتي يک ضرورت و براي طب رايج يک فرصت به حساب مي ايد . طب سنتي يکي از بسترهاي مناسب توليد علم در عرصه پزشکي است. نگاه طب سنتي به انسان اتفاقا بسيار شيميايي تر از طب رايج است چرا که اتيولوژي اصلي بسياري از اختلالات ارگانيک و آناتونيک را در تغييرات بيوشيميايي سلول، بافت و ارگانها جستجو مي کند؛ لذا تمامي ابزارهاي رايج طب نوين، در طب سنتي قابليت استفاده و بلکه ضرورت کاربرد پيدا کرده و اين تلفيق مي تواند براي توليد ايده هاي نو کارگشا باشد.

1-و) بستر فرهنگي مناسب

خوشبختانه بستر فکري و فرهنگي جامعه امروز ، خسته از هياهو و هجمه طب غربي، همچنان آمادگي و علاقه پذيرش روش هاي طب سنتي خود را حفظ نموده است. بايستي از اين سرمايه ارزشمند به نحو مطلوب استفاده نمود.

 

 

2- تهديد ها

2-الف) افراط گرايي

تفکر افراطي در حوزه طب سنتي، که امروزه متاسفانه رگه هايي از آن حتي در بخشي از جامعه پزشکي کشور قابل مشاهده است از مخاطرات و تهديدهاي جدي به حساب مي آيد . القاي اين باور که طب سنتي فعلي، يگانه اکسير اعظم شفابخش تمامي معضلات بهداشتي و درماني کشور است،‌ تفکري نادرست است که يا ناشي از کم آگاهي در طب سنتي -و يا اساسا مکاتب طبي- است و يا ناشي از تعصب و تحجر. بدون شک طب سنتي فعلي نيازمند پالايش و تنقيح است. دگرگوني ساختار و شرايط زندگي امروز، در برخي جهات قابل مقايسه حتي با 50 سال گذشته نيست چه رسد به دويست  ويا 500 سال قبل. تغيير سته ضروريه از يکسو و پيشرفت تکنولوژي و ابزارهاي تشخيصي و درماني از سوي ديگر، رويکرد به طب سنتي را دچار دگرگوني خواهد ساخت؛ اگر چه اين دگرگوني  عموما در فروع خواهد بود. به زعم نگارنده اگر رازي و ابن سينا در جامعه فعلي ما حضور داشتند، نگارشي متفاوت از کتاب "الحاوي" و "قانون" به رشته تحرير در مي آوردند. چه بسا "مزاج نوعي و صنفي" را در genetic Map  و تغيير مزاج سلول را در protein and metabolite map  سلولها جستجو مي کردند و به جاي استفاده از افيون براي بيهوشي از داروهاي safe  و قابل کنترل تر و براي تشخيص وافتراق توده هاي مغزي از MRI  بهره مي بردند. يقينا بيمار مشکوک به بدخيمي را با جوشانده گل خطمي و گل بنفشه معطل نکرده و براي ارزيابي تجارب باليني خود از نرم افزارهاي آماري و کامپيوتر بهره مي گرفتند. به جاي "قرع مطين به طريق تنکيس" از دستگاه کلونجر و سوکسله استفاده کرده و به جاي احراق و تشويه از کروما توگرافي و يا Fractionation  براي حذف بخش هاي توكسيك دارو بهره مي بردند؛ اما در عين حال بيمار مبتلا به IBS يا IBD  يا آرتريت يا اختلالات موسوم به اتو ايميون را سالها با درمان نگهدارنده رنج نداده و در درمان گاستريت و زخم معده، گناه را فقط بر گردن  H.Pylori نينداخته و براي درمان سرسام (مننژيت) دراستفاده از آنتي بيوتيك تزريقي درنگ نكرده و در درمان تامپوناد قلبي به دارو درماني بسنده نمي كردند. در درمان بيماريها ي پوست به داروي موضعي اكتفا نکرده و به تغيير سبک زندگي به عنوان اصل اوليه پيشگيري و درمان مي انديشيدند. اگر مي ديدند بيمار مبتلا به ميگرن و يا پسوريازيس با چند قطره داروي هوميو پاتي بهبود پيدا کرده و يا مي توان با چند سوزن بدون درد،  فرد را بدون بيهوشي تحت عمل جراحي قرار داد، قطعا به هوميوپاتي و يا طب سوزني روي خوش نشان داده و حتي آن را فرا مي گرفتند.

ترسيم طب سنتي به عنوان يک مدينه فاضله محصوره كامله، بيش ا زآنکه خدمت به طب سنتي محسوب گردد جفاي به آن است. از آن بدتر ، آسماني کردن طب سنتي و پيوند دادن آن به ماوراء طبيعت است. از بوعلي سينا، "معصوم" ساختن و کتاب "قانون" را قانون الهي دانستن، هنري است که تنها از افراطيون مذهب نما بر آمده و اتفاقا اين دفاع بد، مهلک ترين تيري است که بر پيکره طب سنتي فرود خواهد آمد. شور بختانه امروزه ادعاها در وادي طب سنتي از سوي افراديکه عموما فاقد تحصيلات آکادميک هستند، به فراواني و گاه در حد اعلاي خود مطرح مي شود که نه تنها به اغواي برخي بيماران و از دست رفتن زمان طلايي درمان منتهي مي شود، بلکه مطالبات و توقعات آحاد جامعه را به قدري از طب سنتي بالا خواهد برد که ناکامي در عرصه عمل، اعتماد افکار عمومي و دانشگاهي را به سرعت دچار خدشه و راه را براي يکه تازي مخالفان معاند باز خواهد کرد. افراط گرايي آفتي است که بدنه فعلي تشکيلات بهداشت و درمان را به مواجهه و يا عکس العمل قهر آميز وا خواهد داشت و بخش چشمگيري از نيرو و هزينه کشور را صرف مجادلات و درگيريهاي بي نتيجه خواهد نمود. بهترين راه، تعديل و پرهيز از افراط گرايي، پروراندن طب سنتي در محافل آکادميک و دانشگاهي، بهر ه گيري از گفتمان منطبق بر منطق و به کار گيري انديشمندان و دانشمندان ساير رشته ها و مکاتب طبي براي رسيدن به يک گفتمان مشترک و يا حداقل تقويت مشترکات مکاتب طبي از جمله طب رايج است.

2- ب) تفريط گرايي

افراط و تفريط دو روي يک سکه و دو لبه يک تيغ هستند که رسيدن به مقصود را با دشواري همراه خواهند ساخت. متاسفانه در مقابل افراط گرايي بخشي از جامعه غير دانشگاهي، گاه طيفي از دانشگاهيان در قبال طب سنتي ره تفريط را مي پيمايند. اينکه طب سنتي صرفا ارزش تاريخي داشته و پرداختن به آن نبش قبر يک ميت است و در جامعه امروزي نمي توان جايگاه عملياتي براي آن ترسيم نمود، اينکه طب سنتي معادل طب عجوزه ها وعطاري هاست که هيچ بنيان علمي ندارد، اين سخن که مگرمي شود بيماري ها را با علف درمان کرد، تاکيد بر اينکه بو علي سينا حتي در حد يک دانشجوي پزشکي امروزه اطلاعات پزشکي نداشته است، اين اتهام که طب سنتي فقط در حديک جوشانده گل گاو زبان و سنبل الطيب براي آرامش بخشي و يا جوشانده گل بابونه براي ترش کردن است، اينکه تا تمام مباني طب سنتي از لحاظ طب رايج تائيد نشود مورد قبول ما نيست، اين ادعا که طب سنتي عمدتا فلسفي است وپشتوانه تجربي آن ضعيف است، نمونه هايي ازديدگاههاي تفريطي است که بعضاًدرجامعه دانشگاهي به چشم مي خورد. بسياري ازنقطه نظرات فوق ناشي ازکم اطلاعي وعدم مطالعه وغور و تفکردر منابع طب سنتي است. برخي ازمدعيان ادعاهاي فوق حتي يک منبع اصيل طب سنتي رامطالعه ننموده وبه زعم اينکه مثلاً دريک رشته طب رايج داراي تخصص ويافوق تخصص هستند خود را واجد صلاحيت براي اظهار نظر و حتي مميزي ساير مکاتب طبي مي دانند. همانگونه که اين افراد اظهار نظر افراد غير پزشک و غير متخصص در مسائل طب  نوين را بر نمي تابند، بديهي است موضع گيري آنها در طب سنتي و يا  سوزني و يا هوميو پاتي هم - در صورت عدم مطالعه  و يا اشراف بر اصول آن مکتب طبي-  پذيرفتني نيست. تفريط در ذات خود افراط گرايي را خواهد پروراند و بالعکس. لذا بجاست جامعه دانشگاهي ضمن استقبال از آکادميک شدن طب سنتي و همکاري با آن، زمينه بهره گيري از نقاط قوت طب سنتي در بالين و بيمارستان را فراهم نمايد.

 

2-ج) نگاه دو قطبي

تقسيم دنيا به دو رنگ سياه وسفيد و مثبت يا منفي ديدن پديده ها يکي ازنگراني هاي موجود درعرصه طب سنتي است. اينکه طب رايج يا طب سنتي سياه باشد يا سفيد تفاوتي نمي کند، مهم طرز نگرش است. برخي به شدت علاقمندندکه هرآنچه در طب سنتي است را مشوه و مشوش جلوه دهند، ودر مقابل برخي تماميت طب رايج را ابزار سلطه گرايي، نماد تهاجم و مصداق استثمار مي دانند. اساساً اين زاويه نگاه، بيش از آنکه به حل مسائل و توسعه فکري بينجامد، جامعه را به سوي درگيري بي فرجام سوق خواهد داد. بايد بپذيريم که در جهان، رنگي به نام خاکستري هم وجود دارد که مي تواند به عنوان فصل مشترک دو رنگ سياه و سپيد خود نمايي کند و اتفاقاً شايد بتوان حجم عظيمي از مسائل را در اين پهنه جاي داد.

 

2- د) نگاه مذهب نما

اگر چه طب به عنوان يک مولود، در دامان مام ايدئولوژي پرورش مي يابد، اما از آنجا که ماحصل تلاش و تفکر بشر بوده و بالقوه در خدمت سلامت بشراست، نمي توان براي مکاتب طبي به عنوان يگ گستره تجربي، برخلاف گستره هاي علوم انساني باخط کش الحاد وارتداد خط مميزه پر رنگ و قطوري ترسيم نمود. گروهي به بهانه اينکه خواستگاه طب رايج، حوزه تمدني غرب بوده و ماهيت ايدئولوژيک آن لائيک است، با برچسب الحاد به تکفير آن پرداخته و از همه نقاط مثبت آن چشم پوشي مي کنند. اگراز منظر شرع مقدس، "مردار" به عنوان يکي از نجاسات يازده گانه و به تبع آن "اکل ميته" به عنوان يکي از محرمات به شمار ميرود، ليکن حسب دستور همان شرع مقدس، در زمان ضرورت واضطرار، حرمت آن نه تنها لغو، که گاه واجب هم مي شود. در بد بينانه ترين نگاه، استفاده از روشها و داروهاي طب رايج، با توجه به فقدان جايگزين پايا ، روا، مناسب، مطمئن و موٌثردربرخي حوزه ها، درحال حاضر حکم اکل ميته را دارد. مدعيان تکفير طب رايج بيش از آنکه به تخطئه بپردازند بايد در جهت ارائه و معرفي نمونه ها و مصاديق علمي و عملي روش هاي جايگزين تلاش نمايند. بديهي است جامعه اسلامي ما درصورت يافتن وارائه نمونه هاي منطبق برفرهنگ و شريعت خود، به سراغ مشابه خارجي آن نمي رود. از ديگر سو، در مورد استفاده و يا جايگزين نمودن آلترناتيو هاي مناسب حاوي پشتوانه علمي در متون اصيل طب سنتي، که از فيلتر مطالعات پايلوت سر بلند بيرون آمده اند، نبايد وسواس و يا تنگ نظري نشان داد.

واژه طب سنتي ايراني اسلامي،که در قاموس اين روزهاي جامعه ما خودنمايي مي کند، حداقل در 2 رويکرد قابل تحليل است. اول پيوند طب ايراني زميني، به طب اسلامي آسماني، تا از طريق اين آسماني کردن و تقديس صناعي، کاستي هاي طب سنتي ايراني را پوشانده، راه انتقاد بر آن سد نموده و او را در حصن مذهب از هر گزندي محفوظ بداريم . دوم آنکه طب سنتي ايراني را از غربال حدود اسلامي گذرانده ،افزودني هاي اختصاصي طبي اسلام را چاشني آن نموده و محصولي مونتاژي و ترکيبي باز توليد کنيم که اين موضوع نيز ظرفيت ها و ظرافت هاي خاص خود را داراست و كالبد شکافي آن در اين مختصر نمي گنجد.

طب سنتي ايراني يک طب تجربي ، زميني، بشري و طبيعي است که صد البته در تکامل آن الهام و اشراق و ارتباطات معنوي جاي خاص خود را دارد، اما بهر حال همچون ساير علوم تجربي و بشري نيازمند ويرايش ،پالايش ،توسعه ،تكامل و پيشرفت است و تلاش براي پيوند دادن آن به ماوراء الطبيعه و وحي ،خدمتي نافرجام است.

 

 

2-ه) عوام زدگي و برون گرايي:

اگر طب سنتي ايراني را به يک انسان تشبيه کنيم، در جامعه ما، علايم رشد، کارکرد و بزرگي زبان اين انسان بيشتر از مغز او خودنمايي مي کند. امروزه بسياري از افراد -حتي غير پزشک- به عنوان مدعي العموم طب سنتي وارد صحنه شده و به نمايندگي از او سخن گفته و خود را آئينه تمام نماي طب سنتي مي دانند که اتفاقا تبلور و ظهور رسانه اي  اين افراد، اگر بيشتر از جامعه دانشگاهي نباشد کمتر هم نيست. خطر بزرگ اين است که سنگ بناي اعتقادي طب سنتي طيف وسيعي از جمعيت عادي، با ديدگاه و نگرش همين افراد در حال شکل گيري است و اگر دانشگاهيان و حكيمان فكور ساکت مسلک، وارد اين ميدان نشوند، در آينده نه چندان دور، مقابله و اصلاح سيلاب عميق توقعات، مطالبات و اعتقادات لجام گسيخته و نامنطبق با صحت و حقيقت کاري بس دشورا خواهد بود. علايم سردرگمي ناشي از اظهار نظرهاي متفاوت و گاه متضاد، به خوبي قابل مشاهده است.

 

2- و) نا موزوني مسئوليت و اختيارات

بدون شک، دانشگاه مناسب ترين بستر براي احياء، پيرايش و تنقيح طب سنتي است. به نظر مي رسد امروزه در جامعه، کانونهايي از قدرت در خارج از مجموعه دانشگاه شکل گرفته که اساس کار آنها بيش از آنکه ماهيتي علمي و پژوهشي داشته باشد، حالتي رسانه اي و تبليغاتي داشته که با ايجاد موج و موج سواري، افکار عمومي را به سمت و سوي خود جلب مي نمايد. اين کانونها خود را نماد تمام عيار طب سنتي معرفي و با توجه به كم كاري چند سال گذشته دانشگاهيان، يكه تازي مي كنند. موج سازي را از اين منظر كه منجر به تحريك و تحرك جامعه دانشگاهي مي شود، بايد به فال  نيک  گرفت، اما از خطرات دهشتناک چند دهه آينده آن نبايد غافل شد. طب سنتي در جامعه ما در حال گذران دوران "ماه عسل" خود است. بايد بپذيريم که بعد از اين دوران شيرين -که عموماً با وعده و وعيد و ترسيم يک مدينه فاضله و تجسم روياهاي صادق و کاذب و معاشقه فراوان، همراه است- بايستي با مشکلات عديده اي دست وپنجه نرم کرد. شيريني دوران ماه عسل، اگر10يا20  سال هم به طول بينجامد، باز هم ماندگار نخواهد بود و چنانچه در طي اين دوران، خود را مهياي رويايي با ناملايمات فراوان آتي ننمائيم، خيلي زود به پروسه طلاق خواهيم رسيد واين بار جامعه بيش از گذشته در آغوش طب رايج خواهد غلطيد. اقبال نسبي طيفي از بيماران به درمانگران طب سنتي (بويژه غير دانشگاهيان) نبايد موجبات غرور، سرمستي و تکبر سنت گرايان را فراهم سازد، چرا که بخشي از اين رويکرد در قالب "الغريق يتشبث بکل حشيش " قابل توجيه است و بخشي  به تبليغات نابسامان ، غير مستند ،عوام فريبانه، گسترده و مبتني بر تحريک احساسات ملي گرايانه و ضد استبدادي قاطبه مردم بر مي گردد و البته بخش قابل توجهي هم به اثر بخشي آن.

بسياري از افراد دلسوز و علاقمند اما کم تخصص در حوزه طب، با ايجاد ارتباط هاي پيدا و پنهان با کانونهاي قدرت ، سعي در پيمودن  ره صد ساله در يک شب دارند.  دلسوزي اين  دوستان، شايسته  تقدير است اما بايد پذيرفت که "ليس للانسان الا ما سعي" و  احياء و ارائه يک مکتب طبي در مقابل حريف قلدري همچون طب رايج، نيازمند  برنامه ريزي و تلاش طولاني مدت حداقل 50 ساله است. اگر دانشگاه محمل حمل اين جنين و يا دايه اوست، بايد بين مسئوليت و اختيارات او موازنه اي منطقي برقرار گردد.

 

2- ز) نگرش وتشكيلات غير سيستمي

طب سنتي ايران نيازمند يک عقبه برنامه ريز واتاق فکر راهبردي است تا درسايه آن، نقش دانشگاهها، کارخانجات توليد فرآورده هاي گياهي، عطاري  ها، انجمن ها و موسسات متعدد مدعي تحقيقات در طب سنتي، در مانگران غير آكادميك، دارو سازان زيرزميني، طبيبان فولكلور و... مشخص گردد، که خوشبختانه با تشکيل مرکز فرهنگ، آداب و ميراث پزشکي در وزارت بهداشت زمينه اين مهم مهيا گشته، ليکن به نظر مي رسد اين تشکيلات در گستره مراکز و موسسات خارج ازحيطه وزارت بهداشت، مراکزي همچون اتحاديه صنف فروشندگان گياهان دارويي، موسسات مدعي تحقيقات طب سنتي، رسانه ها، ساير وزارتخانه هايي که به  نوعي در مقوله  سلامت موثرند (همچون وزارت جهاد کشاورزي، وزارت صنعت، معدن و تجارت، سازمان محيط  زيست و...)  فاقد جايگاه حقوقي و اثر گذاري مناسب است. وجود مراکز متعدد فروش و توليد داروهاي گياهي بدون نظارت فني، حضوردرمانگران مختلف با سطوح متنوعي از سواد وتحصيلات، فقدان يک برنامه عملياتي توسعه طب سنتي و تقويم زمان بندي شده براي هر کدام ازدانشگاهها، بي ثباتي مديريتي درعرصه مشاغل حاکميتي، دخالت واعمال نفوذ مراکزغير طبي وغير دانشگاهي در سياستهاي کلان و جزئي طبي، ناهماهنگي بخشهاي داخل وزارتخانه اي؛ همگي بخشي از فقدان يک نگرش و اراده سيستميک در عرصه  طب سنتي است که خوشبختانه در سالهاي اخير با حمايت مسئولان عالي رتبه نظام و تلاش مسئولان ارشد وزارت بهداشت، بسياري ازآنها حل و يا در شرف رفع شدن است و صدالبته حل بسياري از آنها مستلزم گذر زمان و تامين جايگزين هاي مناسب است.

بطور خلاصه اگر بپذيريم علت غايي و فلسفه وجودي علم طب، همانا پيشگيري از بروز بيماري، ارتقاء سطح سلامتي، و درمان ساده ، ارزان ، سهل الوصول، کم عارضه و کوتاه  مدت است؛ ديگر جايي براي تعصب، افراط و تفريط، تبرئه و تخطئه يکديگر باقي نمانده و متوليان سلامت مي توانند با بهره گيري از نقاط قوت طب سنتي ايراني وهمراه كردن آن با نقاط قوت ساير مکاتب طبي، درتامين وارتقاء سلامت مردم با ارائه يک طب جامع نگر، بيش از گذشته موفق باشند.



    
Short Link for this news : http://tabib-khorasan.ir/news2404.html
 نسخه مناسب برای چاپ

[-] كليات مباحث